آموزش روخوانی – جلسه دوم

درس اوّل: تاریخچه مختصری از نقطه و علامت گذاری قرآن

سوالات ابتدایی درس:
شیوه کتابت زمان بعثت پیامبر (ص) چه فرقی با کتابت امروزه داشت؟
چرا حتی بعضی از فصحای عرب در خواندن قرآن به اشتباه می افتاند؟(۱)
اولین کسانی که برای صحیح خوانی قرآن کریم قدم هایی را برداشتند چه کسانی بودند؟
به ترتیب بیان کنید که چه اقداماتی برای صحیح خوانی قرآن در آن دوران صورت گرفت؟

شروع درس:

در زمان بعثت پیامبر اکرم (ص) کتابت عرب به شکل کاملاً ساده ای صورت می گرفت به طوری که اصلاً خبری از حرکات و تشدید و سکون در کتابت شان نبود و حتی حروف شان دارای نقطه هم نبود. وقتی پیامبر (ص) به رسالت برگزیده شدند، کاتبان وحی قرآن را به همان رسم الخطّی که در آن زمان رایج بود می نوشتند. در آن زمان مشکلی از لحاظ صحیح خواندن نداشتند، چرا که هم تلفّظ صحیح را از پیامبر (ص) می شنیدند و هم اینکه در صورتی که در تلفّظ کلمه ای شک می کردند از خود پیامبر (ص) می پرسیدند.

پس از مدّتی که اسلام گسترش یافت و اقوام غیر عرب نیز به اسلام روی آوردند، از آنجا که با زبان عربی آشنا نبودند، نمی توانستند قرآن را بخوانند و حتی خود عرب ها نیز به خاطر معاشرت با غیر عرب ها به تدریج تغییراتی در سخنان آنها ایجاد شد به طوری که حتی فصحا نیز گاهی در سخن گفتن اشتباه می کردند.

در این زمان امام علی (ع) به فکر افتادند و برای حفظ و نگهداری قرآن تصمیم به پایه ریزی قواعدی کردند. حضرت این قواعد را به شاگردش ابوالاسود دُوئلی آموزش داد. ابوالاسود نیز تصمیم گرفت برای تصحیح قرائت مردم، قرآن را علامت گذاری کند. او از برجسته ترین نویسنده آن دوران کمک گرفت و از او خواست وقتی قرآن می خواند به دهانش نگاه کند و موقع اداء هر حرف اگر لب های او حالت گشودگی گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز بالای آن حرف بگذارد و اگر حالت افتادگی و شکستن به خود گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز زیر آن حرف بگذارد و اگر حالت بهم پیوستگی به خود گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز جلوی آن حرف قرار دهد. نقطه ی بالای حرف نشانگر مفتوح بودن آن حرف بود و به «فَتحَه» نام نهاده شد و نقطه ی پایین حرف نشانگر مکسور بودن آن حرف بود و به «کَسرَه» نام نهاده شد و نقطه ی جلوی حرف نیز نشانگر مضموم بودن آن حرف بود و به «ضَمَّه» نام نهاده شد. این علامت های اولیّه برای نشان دادن اعراب کلمات بود لذا به آن ها «نقطه اِعراب» می گفتند. مثل:

با انجام این کار صحیح خواندن تا حدّی حاصل شده بود ولی هنوز مشکل تشخیص حروف متشابه باقی بود. برای برطرف نمودن این اشکال، دو تن از شاگردان ابوالاسود به نام های یَحیَی بن یَعمُر و نَصر بن عاصِم حروف را نقطه گذاری نمودند. برای اینکه این نقطه ها با نقطه های اعرابی اشتباه نشوند، آنها را همرنگ حروف یعنی مشکی می نوشتند. به این نقطه ها از آنجا که ابهام حروف را از بین می بردند، «نقطه های اِعجام» می گویند.

بعد از مدّتی نیز همین دو شخص، با نقطه های زرد یا لاجوردی برای مشخص کردن الف و واو و یایی که به صورت همزه خوانده می شدند و با نقطه سبز برای مشخص کردن همزه وصل در ابتدای کلمات، اقدام نمودند.

با انجام شدن این کارها صحیح خوانی قرآن تا اندازه زیادی حاصل شده بود ولی هنوز یک مشکل دیگر وجود داشت و آن مشکل به کار بردن رنگ های مختلف در کتابت قرآن بود. برای این مشکل نیز خلیل بن احمد فراهیدی دست به کار شده و نقطه هایی که بیانگر اعراب و همزه بود را تغییر شکل داد تا در صورت یکرنگ نوشتن آنها (هم رنگ متن) بتوان تشخیص شان داد. مثلاً برای فتحه از الف کوچک استفاده کرد و … که در درس های آینده آنها را بیان خواهیم کرد.

بعد از ایشان نیز تغییرات دیگری نیز در رسم الخط ها صورت گرفت که هر کدام در سهولت آموزش و قرائت قرآن نقش زیادی داشتند و مورد استقبال واقع گشتند ولی از آنجایی که در گذشته وسایل ارتباطی مانند امروز موجود نبود و علمای فن رابطه ای با هم دیگر نداشتند، علامت هایی که مثلاً در مغرب برای بیان نکته ای وضع می شد با مشرق تفاوت داشت و این مبدأ پیدایش تفاوت علامت های قرآنی در رسم الخط های گوناگون شد. البته لازم به ذکر است که اصل کلمات قرآنی و شیوه نوشتن آنها در همه جا یکسان است و تفاوت فقط در علامت هایی است که بعد ها برای سهولت در قرائت و … وضع شده اند.

نکته پایانی این درس: اگر جایی از این درس {مثلاً منظور از الف و واو و یایی که به صورت همزه خوانده می شوند یا …} مجهولاتی برایتان باقی مانده است، نگران نباشید چرا که این ها در درس های مربوطه کاملاً توضیح داده خواهند شد.

[۱] در زبان عربی اگر مثلاً «ضرب زیدٌ» را «ضرب زیداً» بخوانید، از لحاظ ساختاری و معنایی جمله درست است ولی مشکل اینجاست که متکلّم (سخن گو) معنای جمله اوّل را قصد کرده است نه معنای جمله دوّم را. در جمله اوّل «زید» زننده ضربه (فاعل) هست ولی در جمله دوّم خورنده ضربه (مفعول) است. لذا به خاطر نداشتن اعراب در رسم الخط آن زمان، حتی فصحای عرب نیز گاهی اعراب کلمات را اشتباه می خواندند و معنایی غیر از معنای واقعی قرآن را برداشت می کردند.

آموزش تلفظ حروف صحیح نماز

در تصاویر زیر تلفظ صحیح حروف نماز آموزش داده شده است




آموزش نماز

کلیپ آموزش تلفظ حروف نماز

برای یاد گرفتن آموزش تلفظ صحیح حروف نماز کلیپ زیر را مشاهده نمایید

حسابرسی دقیق اعمال؛ تفسیر آیه ۴۹ سوره کهف

کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده می شود، پس مجرمان را می بینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و می گویند: ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده؟!

کمینگاه های شیطان؛ تفسیر آیه ۶۴ سوره اسراء

و از ایشان هر كه را توانستى با آواى خود تحریك كن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ایشان وعده بده»، و شیطان جز فریب به آنها وعده نمى دهد.

راهکار های دوری از شیطان؛تفسیر آیه ۲۰۰ سوره اعراف

و اگر از شیطان وسوسه اى به تو رسد، به خدا پناه بَر، زیرا كه او شنواى داناست …

شناخت عظمت قرآن؛ تفسیر آیه ۲۳ سوره زمر

خدا نیکوترین سخن را نازل کرد، کتابی که [آیاتش در نظم، زیبایی، فصاحت، بلاغت و عمق محتوا] شبیه یکدیگر است، مشتمل بر داستان های پندآموز [و امر، نهی، وعده، وعید، حلال و حرام] است…

شناخت راه قرآن؛ تفسیر آیه ۹ سوره اسراء

قطعا این قرآن به (آیینی) که خود پایدار تر است راه می نماید …

آموزش نگهداری محفوظات

قبل از هر چيز بايد دانست كه استعداد ذهن براي كسب اطلاعات، نگهداري و بازشناسي و يادآوري مطالب را حافظه مي گويند. ما هرچه را ببينيم و يا بشنويم و يا بخوانيم در حافظه نمي ماند بلكه تنها چيزهايي در حافظه ماندني است كه نسبت به آنها توجه و ادراك داشته باشيم.

عواملي كه در بقاء محفوظات ذهني موثرند عبارتند از:

* دسته بندي و تفكيك كردن آيات، و قبلاً گفتيم مي توان آيات مربوط به يك مجموعه داستان را با هم حفظ كرد.

* اضطراب و هيجان، اضطراب و هيجان كم تا حدي در انسان كارآيي حافظه را بالاتر مي برد. مثلاً معلمي كه مي خواهد ساعاتي ديگر مطالب را تحويل دهد هنگام حفظ چون حافظه او با مقداري هيجان و اضطراب همراه است، مطالب را عميق تر فرا گرفته و بيشتر نگهداري مي كند. اما اين اضطراب اگر زياد باشد در اينصورت نسيان مي آورد.

* تمرين و تكرار، تمرين به دو صورت ممكن است:

الف ـ توزيعي: يعني آيات دسته بندي شده را در فواصل جداگانه تكرار و حفظ كردن.

ب ـ تراكمي: يعني حجم زيادي از مطالب يا آيات را در مدت كمي تمرين كردن.

ابينگهاوس اولين كسي است كه حافظه را به طريق عملي مورد بررسي قرار داد معتقد است كه هر چه حجم مطالب براي حفظ بيشتر باشد زمان لازم براي يادگيري به صورت تصاعدي نامنظم بالا مي رود. او از تحقيقاتش نتيجه گرفت كه تمرين بايد به صورت توزيعي باشد يعني در هر تمريني مقدار كمتري حفظ شود اما تعداد تمرينها بيشتر شود زيرا از نظر زماني كاملاً مفيد و مقرون به صرفه است.

* بهتر است تمرين و تكرار در اولين ساعات حفظ صورت گيرد زيرا ثابت شده است هر چه زمان بيشتر مي گذرد فراموشي نيز بيشتر مي شود.

* تكرار و استمرار و نظم در اين دو، اين سه عامل از مهمترين عواملي هستند كه در نگهداري محفوظات نقش موثري را دارند كه لازم است تمام افراد حافظ، آنها را در نظر بگيرند. در اين باره گرچه قبلاً توضيحاتي داده شده ولي اضافه مي كنيم كه بايد به تناسب محفوظات براي نگهداري آنها برنامه ريزي شود. مثلاً اگر ده جزء را حفظ هستيم بايد روزي يك جزء را در ساعت معين تكرار كنيم. و يا اگر بيست جزء حفظ هستيم هر روز دو جزء و در صورت حفظ بودن همه قرآن روزي سه جزء از محفوظات را تمرين و تكرار كنيم. گر چه ممكن است گفته شود تكرار تنها سه جزء در هر روز براي حافظ كل قرآن كم است ولي حداقل اين خاصيت را دارد كه تمرين با طيب خاطر و رعايت و دقت در تجويد و ترتيل و صوت و لحن صورت مي گيرد. و چه بهتر اگر با تدبر و تفكر در آيات نيز همراه باشد. اين روش كمك مي كند تا آيات بهتر حفظ شود و در عين حال حافظه دچار خستگي نشود.

گاهي ديده مي شود بعضي افراد در تمرينات خود هر روز قسمتي از قرآن را انتخاب مي كنند و به تمرين مي پردازند. مثلاً روزي از سوره بقره و روزي ديگر از سوره اسراء و روز سوم از اواخر قرآن تكرار و تمرين مي كنند. بايد گفت اين شيوه درست نيست زيرا ذهن را خداوند به گونه اي آفريده است كه هر چه مطالب منظم تر و يك دست تر به حافظه سپرده و تمرين شود بهتر مي تواند تحويل دهد. از اين رو تجربه نشان داده است كه از اول قرآن و پيش رفتن بر اسا رديف سوره ها است و تكرار و تمرين آنها در ساعات معين و برنامه ريزي شده. و اينكه در روز هر چقدر وقت اضافي باشد صرف تكرار شود نيز شيوه اي مردود است.

خلاصه آنكه در امر نگهداري محفوظات بايد بسيار دقت كرد كه اين نعمت بسيار بزرگ از دست نرود زيرا از روايات زيادي چنين استفاده مي شود كه اگر خداوند نعمت حفظ قرآن را به كسي داد و بعد شخص در نگهداري آن كوتاهي كرد در روز قيامت از او سؤال خواهد شد.

در پايان اين قسمت به مطلبي كه از محقق طوسي عليه الرحمه در آداب المتعلمين آمده اشاره مي كنيم كه خلاصه آن چنين است:

و أقوي أسبابُ الحفظِ الجِدُّ و المُواظبةُ و تَقليِلُ الغذاءِ و صَلوةُ اللّيلِ بالخُضوعِ و الخُشوعِ و قراءَةِ القُرآنِ.

از قوي ترين وسايل به حافظه سپردن مطالب، تلاش و كوشش، و نگهداري كردن به وسيله ممارست و مرور و تمرين، وكم خوري، ونماز شب را با خضوع و خشوع به جا آوردن، وقرآن خواندن مي باشد.

اعزام فعالان قرآنی به اردوهای زیارتی سیاحتی
آموزش قرآن به خردسالان
برگزاری آزمونهای تخصصی حفظ رشد پلکانی
برگزاری نماز جماعت در صنایع
اشتراک نشریات قرآنی
انجام فعالیتهای قرآنی ویژه مدیران