میلاد شبه پیغمبر(ص) و روز جوان مبارک باد

جواني، آغاز شكفتن است. جواني، ميلاد دوباره انسان است. انسان در جواني، بار تكليف الهي را به تازگي بر دوش گرفته است. خداوند، بسياري از نعمت هايش را در جواني به انسان ارزاني مي‌دارد.

حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد :” هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم “؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت: ” اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه…”

حضرت علي اکبر در كربلا حدود ۲۵ سال داشت.برخي راويان سن ايشان را ۱۸ سال و ۲۰ سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه “قصر بنى مقاتل” گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى ” انا لله و انا اليه راجعون ” گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم فرمود:چرا. پس گفت: “فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين ” پس باكى از مرگ در راه حق نداريم.

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود.
پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد.

“قتل الله قوما قتلوك…”و تكرار مى‏كرد كه:”على الدنيا بعدك العفا”.و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين(ع)دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين(ع) قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد.

 

جوانی از دیدگاه مختلف :

جواني

جواني، دوره طوفاني عمر است. جوان اگر چه از مرحله نوجواني كه دوره آشوب شديد است بيرون آمده و به دنياي آرامش نسبي وارد شده است، اما همچنان مثل آتش،‌ برافروخته و شعله ور است. جواني، دنياي تحول است؛ دنياي بحران و دنياي تغيير و تحولات جسمي و غريزي كه سبب بروز حالات روحي و دگرگوني عواطف مي شود. جواني سن توقعات جديد و حتي از نگاهي مي توان گفت: سن پرتوقعي ها، طغيان و اميال و رغبت‌هاست؛ از اين رو بايد به جواني و جوانان با نگاهي خاص و ژرف نگريست.

 

سازندگي كشور در نشاط جواني

جوان، كانون شور و هيجان، مركز نشاط و سلامت، قلب تپنده و سرمايه آينده يك ملت است؛ از اين رو در برنامه ريزيها و سياستهاي فرهنگي و اجتماعي توجه ويژه اي به اين نسل مي شود و دولتها براي بهره برداري صحيح و استفاده مطلوب از نيروها و استعدادهاي جوانان در امور مختلف سازندگي و اداره كشور،‌ تمام تلاش خود را به كار مي گيرند كه شور و نشاط و تواناييهاي جوانان را، سالم و سازنده براي رفع نيازها و رفاه و آسايش حال و آينده جامعه هدايت كنند.

جوان سرمايه ملي هر كشور

نسل جوان، از آسيب پذيرترين و حساس ترين نيروهاي هر کشور است. جوانان، از گذشته هاي دور همچنان شكار خوبي براي دشمنان اسلام و انقلاب بوده اند. دشمنان انقلاب،‌ امروز به خوبي دريافته اند كه غارت و چپاول منابع مادي و معنوي ملل جهان سوم خصوصاً كشورهاي اسلامي، منوط به تحريف فرهنگ و ارزشهاي ملي

 

و مذهبي و از سوي ديگر تحميل نگرش غربي و سرانجام اشاعه فساد و بي تفاوتي ميان مردم به ويژه نسل جوان است. از اين روست كه ژرف نگري و دقت در امور جوانان و رفع نيازمنديهاي فكري و معنوي آنان اهميت بيشتري مي يابد.

الگوي نسل جوان

نسل جوان هميشه به دنبال الگوي مناسب خود بوده و براي يافتن آن، دو شعار گفتار و عمل را پيش رو قرار داده و به دنبال الگويي است كه به گفته هاي خودش جامه عمل بپوشاند. اگر نسل جوان بين گفتار و كردار الگوي خود تضاد و تعارض ببيند نمي تواند به او اعتماد كرده و از انديشه هاي او پيروي كند.
همچنان كه راز استقبال و روي آوردن جوانان به امام خميني (ره) را بايد در اهل عمل بودن ايشان جست و جو كرد؛ ‌چرا كه جوانان مي ديدند كه امام (ره) تنها سخن نمي گويد بلكه قبل از سخن گفتن خود به آن عمل مي كند.

رشد يا انحراف

پيدايش سوالات جديد و نيازهاي تازه، نشانه انحراف و انحطاط فكري و زائيده هوسهاي نسل جوان نيست، بلكه نشانه رشد و حيات يك جامعه زنده است؛ البته به شرط آن كه انديشمندان و فرهنگ گستران به وظيفه خود در پاسخگويي و رفع نيازهاي اين نسل به خوبي عمل كنند، چون تنها پيدايش سؤال، علت رشد فكري در جوان نيست،‌ بلكه مي بايست به سؤالاتشان جواب صحيح نيز داده شود تا رشد فكري جوان در خط پوچي و گمراهي نباشد. همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: «ذهن جوان اگر با مطالب حق پر نشود، ‌با مطالب ناحق و پوچ پر مي شود؛ از اين رو شايسته است اندنيشه و تفكر جوانان را با مطالب منطقي و صحيح غني سازيم تا نتيجه آن رشد صحيح فكري جوان باشد.»

درمان دغدغه هاي جوان

شناخت دردها و دغدغه هاي فكري نسل جوان ضروري است. بايد دانست كه دردها هميشه نشانه بيماري نيست، بلكه گاه نشانه بيداري نيز هست. براي درمان، بايد اين نسل نوخواسته را بشناسيم و مزايا و عيبهايش را بدانيم، چه آن كه چاره كردن اين مشكلات بدون در نظر گرفتن مزايا و بدون احترام گذاشتن به آنها ميسر نيست. با بي اعتنايي به اين امر محال است كه بتوانيم با نسل جوان ارتباط چاره جويانه، مناسب و منطقي برقرار كنيم. عدم برخورد منطقي و آگاهانه، نسل جوان را به انحراف كشانده و آنها را به مكاتب و انديشه هاي منحرف سوق مي دهد.

جوان و نياز

بدون ترديد در بين همه مراحل عمر آدمي، هيچ مرحله اي به اهميت مرحله جواني نيست. واژه جوان يادآور حياتي پر از نشاط و همراه آن تلاش و كوششي در عرصه هاي حيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است. جوان مجموعه اي از استعدادهاي شكوفا شده و فشرده از نيروهاي ذخيره شده آماده به كار و نام و عنوانش يادآور اميدها و آرزوهاست. دامنه و نوع نيازهاي جوان ممكن است فطري يا اكتسابي، طبيعي يا غيرطبيعي باشد. به هر حال انواع نيازها و پيدايش آن در جوانان، عامل تحرك و جنبش و سببي براي دستيابي به رشد، تامين سلامت جسم و روان و شادابي و نشاط آنان است و بايد مورد توجه همه برنامه ريزان فرهنگي كشور قرار گيرد.
نياز اجتماعي و فرهنگي

جوان، خود را عنصري از جامعه و نيازمند معاشرت و همدلي مي داند و مي خواهد به خانواده، كانون يا گروهي وصل باشد. جوان، نيازمند زندگي در اجتماع و مشاركت در فعاليتهاي جمعي است. خود را نيازمند به ادب و اخلاق در روابط اجتماعي مي شناسد و به محيطي امن، جامعه اي سالم، ‌افرادي وفادار و پاي بند به حق محتاج است. او دوستدار قداست هاست، خواهان ظرافت و هنرورزي در كارها و داشتن زمينه اي جهت ابداع و اختراع و در سايه آن نام و آوازه است. از اين رو براي شناخت جوان، بايد نيازهايش را شناخت و تواناييهايش را كشف كرد.

ستايش خواهي جوان

جوان شيفته تحسين و تمجيد است. به ستايش ها دل مي بندد و حاضر است خود را فداي كسي كند كه صلاحيت و شايستگي او را تاييد كرده و يا به تعريفش پرداخته است؛ به همين دليل جوان براي كسي كه او را ستايش مي كند بيشتر از ديگران سرمايه گذاري مي كند؛‌ از اين رو،‌ شايسته است با ستايش هاي تشويق كننده و به جا در هدايت فكري و روحي جوانان بكوشيم.

جوان و اشتغال

جوان، خواستار شغلي است كه در سايه آن بتواند استقلال خود را در عرصه اقتصادي تامين كند و اين براي او يك نياز و در عين حال يك درخواست است. چه بسيارند مشكلات و نابساماني هايي كه از بيكاري و تنبلي ناشي مي شوند. جوان خواستار شغل است ولي نه هر شغلي، بلكه آن كار و شغل كه در سايه آن حرمت و آبروي او محفوظ بماند. او نمي تواند با امر و نهي ديگران زندگي كند و نمي تواند سليقه خود را در خريد اسباب و مايحتاجش ناديده بگيرد و همه اين موارد وقتي براي او محقق مي شود و وقتي جوان را قانع مي كند كه او از نظر اشتغال، مشكلي نداشته باشد. امروز مساله اشتغال جوانان، از دغدغه هاي فكري مسؤلان سياسي و فرهنگي هر كشور است.

دانشگاه، هدف يا وسيله

بسياري از جوانان، آينده خود را از دريچه دانشگاه مي نگرند. در نظر آنان دانشگاه كانوني است كه اميدها،‌ آرزوها و آرمان هايشان بدان جا ختم مي شود. چنان چه جوان به دانشگاه راه يابد و پيوند او با دانشگاه برقرار شود. گويي بخش ديگري از هويت اجتماعي اش تكوين مي يابد، در اين صورت براي مدت كوتاهي، دغدغه اي از جهت هدف زندگي و جايگاه اجتماعي خود ندارد؛ اما پس از گذشت مدتي از ورود به دانشگاه، همه چيز برايش عادي شده و اين سؤال مطرح مي‌‍شود كه من به عنوان يك جوان، غير از دانشجو چه چيزي هستم؟‌بدون جواب ماندن پرسش‌هاي اساسي، احساس بي هويتي او را رنج مي‌دهد؛ اما اگر دانشگاه نه به عنوان يك هدف، بلكه به منزلة وسيله‌اي براي جوان، مطرح باشد خطر فقدان هويت او را آزار نخواهد داد.

زندگي مشترك

از مراحل مهم زندگي، اقدام به تشكيل خانواده است كه غالباً در آغاز جواني تحقق مي‌يابد. اگرچه ريشه ازدواج، يك نياز روحي و رواني است اما اين رويداد همچون يك منشور، ابعاد مختلفي دارد،‌كه از جمله مي‌توان به يافتن هويت اجتماعي اشاره كرد. جوان،‌ زماني مي تواند به يك ازدواج موفق و پايدار اقدام كند كه ابتدا درك صحيحي از خويشتن و هويت فردي خود داشته باشد و علاوه بر آن،‌ برداشت منطقي و استواري از معنا و مفهوم زندگي، ازدواج و شريك زندگي‌اش، كسب كند. در اين صورت،‌ ازدواج مي تواند در تكوين و تكامل هويت اجتماعي جوان مؤثر باشد.

هويت ديني

فرهنگ اسلام، جوان را در جايگاهي ارزشمند و بلند قرار داده و تعابير والايي را در شأن او آورده است. دين اسلام، جوان را به ملكوت نزديكتر از ديگران مي داند و معتقد به تكريم و بزرگداشت اوست. در حديثي از رسول اكرم (ص) آمده كه فرموده‌اند:
فضيلت جوان عابد كه از آغاز جواني عبادت كند بر پيري كه وقت كهولت به عبادت بپردازد، همانند فضيلت پيغمبران بر ديگر مردمان است.

 
جوان در نگاه احاديث و بزرگان

حضرت رسول (ص) مي‌فرمايند: خداوند بر وجود جوان عبادت پيشه بر ملائكه مي نازد و مباهات مي كند. پيامبر خدا (ص) همچنین مي‌فرمايند: خداوند جواني را كه جوانيش را در بندگي خدا بگذراند دوست مي دارد.

تقدیر از اساتید مدرسه قرآن بمناسبت گرامیداشت مقام معلم

 

روز پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ماه ، بمناسبت ایام شهادت استاد شهید مرتضی مطهری و هفته گرامیداشت مقام معلم ،

از اساتید ارجمند مدرسه تخصصی قرآن کریم پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم با اهدا لوح سپاس و قاب قرآنی تجلیل بعمل آمد.

 

  ت

برگزاری جلسه مدیران دارالقرآن ادارات وزارت

برگزاری طولانی ترین‌‌ محفل انس با قرآن

طولانی ترین‌‌ محفل انس با قرآن روز انتخابات برگزار می‌شود

مدیر گروه قرآن، اطلاع رسانی و فضای مجازی رادیو گفت: طولانی ترین محفل انس با قرآن را روز انتخابات ریاست جمهوری برای افزایش مشارکت جامعه قرآنی برگزار می کنیم.

 حجت الاسلام و المسلمین محمودرضا ذکاوت روز یکشنبه در نشست مدیر رادیو قرآن با نمایندگان جامعه قرآنی افزود: این‌ محفل که طولانی ترین محفل انس با قرآن است روز ۲۹ اردیبهشت در مسجد ابوذر برگزار می شود و شامل بخش های مختلف خواهد بود.
وی در ادامه بخش های این برنامه را برشمرد و گفت: در این برنامه از ۸ تا ۲۰ میزبان قرا و حافظان مطرح در استودیو سیار برنامه در مسجد ابوذر خواهیم بود و با آنها گفت و گو می کنیم.
به گفته ذکا‌وت غیر از تلاوت زنده، گفت و‌گو با حافظان، ارتباط تلفنی با مسئولان اتحادیه های قرآنی کشوری و استان تهران، دعوت از پیشکسوتان قرآنی، ارتباط تلفنی با گزارشگران اعزامی در شعب اخذ رای شامل حضور و تواشیح خوانی چهار گروه تواشیح خوانی نیز خواهد بود.

** برنامه های روزانه رادیو قرآن برای افزایش مشارکت در انتخابات
در این نشست که نمایندگانی از دارالقرآن های دستگاه های مختلف چون ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی انتظامی و واحد قرآن و عترت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز حضور داشتند همچنین مدیر گروه قرآن، اطلاع رسانی و فضای مجازی رادیو قرآن تاکید کرد: از دارالقرآن ها می خواهیم با تدوین بیانیه ای جامعه قرآنی را به شرکت در انتخابات دعوت کنند و این بیانیه ها را می توانیم در روز انتخابات در استودیو سیار مسجد ابوذر قرائت کنیم.
وی در تبیین برنامه های رادیو قرآن گفت: در رادیو برنامه های روزانه ای داریم مانند برنامه برهان به مدت ۲۰ دقیقه هر روز، برنامه فصل نهم (قانون اساسی) هر روز عصر به مدت ۱۰ دقیقه، ذکر نکات انتخاباتی در برنامه صبحگاهی به مدت ۱۰ دقیقه و تهیه یک آیتم در خصوص گفت و گو با جامعه قرآنی از ۱۶ تا ۲۸ اردیبهشت از جمله برنامه های روزانه ماست.
ذکاوت ادامه داد: همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند هر کس نظام، کشور و امنیت زا دوست دارد در انتخابات باید شرکت کند و ما برنامه های متنوعی را برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات پیش رو در نظر گرفته ایم.
در ادامه این نشست نمایندگان جامعه قرآنی دستگاه های مختلف نظرهای خود را در مورد انتخابات و برنامه های رادیو قرآن در این زمینه ابراز کرده، همچنین پیشنهاد همکاری در این برنامه ها را ارائه دادند.
انتخابات دوازدهمین دور ریاست جمهوری و پنجمین دور شوراهای اسلامی شهر و روستا روز ۲۹ اردیبهشت همزمان در کشور برگزار می شود.

۱۲اردیبهشت روز معلم گرامی باد

 

میز و نیمکت‌های چوبی خالی، مرتب و منظم، در سکوتی لبریز از هیجان نشسته‌اند و منتظرند این سکوت شیرین بشکند…

دانش‌آموزان می‌آیند، کلاس پر می‌شود از شادی و نشاط، سرشار می‌شود از شیطنت‌های کودکی، لبریز می‌شود از رفتن‌ و آمدن‌های پرشور…

حالا تمام کلاس سراپا انتظار است تا تو وارد شوی، به حرمت شکوهت تمام کلاس قیام می‌کند، دیوارها هم ایستاده‌اند به احترام لبخندی که زندگی می‌بخشد… بچه‌ها به مهربانی و دانش درود می‌گویند…

و تو وارد می‌شوی… وجودت را واژه واژه می‌کنی و بذر واژه‌ها را در کویر جان و ذهن بچه‌ها می‌پاشی و باسخاوت هر چه تمام‌تر آن‌ها را آبیاری می‌کنی…

این نگاه مهربان توست که می‌شود پشتیبان غربت نگاه‌ دانش‌آموزان…

این آرامش وجودی توست که طفلکان گریزپای بی‌قرار را قرار می‌بخشد، سحر و جادویی در کار نیست… انگار پای معجزه‌ای در میان است اگرچه ید بیضاء نداری و روی آب راه نمی‌روی و دریا را هم نمی‌شکافی…

کلام ابریشمی‌ات به‌سان گرمای نوربخش خورشید، وجود بچه‌ها را روشنایی می‌بخشد… نام تو با گرما و نور و روشنی قرین است…

جدیت وجودت را برای از میان برداشتن تیرگی‌ها باید ستود و پاکی‌اش را که فراتر از پاکی شبنم سحری است، باید تحسین کرد…

اغراق نیست اگر بگویم وجودت لبریز است از مهربانی و دلسوزی مادرانه و استواری و شکوه پدرانه…

سهم تو از جشن باشکوه تعلیم، لبخند رضایتی است که بر لبانت می‌نشیند و دیگر هیچ…

ثمره تلاشت میوه‌هایی است که از میز و نیمکت‌های چوبی مدرسه حاصل می‌شود، پشتکارت در وجود نواندیشان این خاک به بار می‌نشیند…

آینده این مرز و بوم ساخته شیوایی کلام توست که در همت و تلاش کودکان و جوانان این سرزمین بروز می‌کند.

۱۲ اردیبهشت ماه و روز معلم تنها بهانه‌ای است برای قدردانی نمادین از انسان‌هایی که بی‌ادعا و بی‌هیچ چشم‌داشتی قدم در راه تعلیم و تربیت فرزندان ایران عزیز می‌گذارند.‌

ولادت سیدالساجدین امام سجاد(ع) مبارک باد…

 

خلاصه ای از زندگی امام سجاد (ع)

امام علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام مشهور به سجاد, چهارمین امام شیعیان بنا به قولی مشهور, در پنجم شعبان سال ۳۸ هجری قمری متولد شد و در ۱۲ محرم سال ۹۵ هجری قمری به دست ولید بن عبدالملك به شهادت رسید

● حضرت امام زین العابدین علیه السلام

امام علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام مشهور به سجاد، چهارمین امام شیعیان بنا به قولی مشهور، در پنجم شعبان سال ۳۸ هجری قمری متولد شد و در ۱۲ محرم سال ۹۵ هجری قمری به دست ولید بن عبدالملك به شهادت رسید. امام زین العابدین علیه السلام زمانی دیده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علی بن ابیطالب علیه السلام بود. آن حضرت ۳ سال از خلافت علوی و حكومت چند ماهه امام حسن علیه السلام را درك كرد. امام سجاد علیه السلام در عاشورای سال ۶۱ هجری قمری حضور داشت و در آن واقعه به صورتی معجزه آسا نجات یافت و پس از شهادت پدرش امام حسین علیه السلام مسئولیت زمامداری شیعیان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزی كه به شهادت رسید زمامدارانی چون یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و ولید بن عبدالملك، معاصر بود.

امام سجاد علیه السلام در اوضاع ناگوار اجتماعی آن روز كه ارزش های دینی دست خوش تغییر و تحریف امویان قرار گرفته بود، مهمترین كار خویش را در زمینه برقراری پیوند مردم با خدا، با دعا آغاز كرد.

چنین بود كه مردم تحت تأثیر رو حیات آن حضرت قرار گرفتند و شیفته مرام و روش او شدند و بسیاری از طالبان علم و دانش در مسلك راویان حدیث او در آمدند و از سرچشمه زلال دانش وی كه برخاسته از علوم رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین علیه السلام بود، بهره ها جستند.

● شرایط، مقتضیات و رسالتها در عصر امام سجاد علیه السلام

اقتدار حكومتهای جبار و ظالم عصر، نظارت شدید و سختگیریهای بسیار بر مخالفان سیاسی بویژه شیعیان، سركوبی قیامها با كشتارهای بی رحمانه، جهالت سیاسی و مذهبی مردم، شیوع بی دینی و مفاسد اخلاقی، و قلت یاران و مجاهدان واقعی، از جمله موانعی بودند كه نگذاشتند امام سجاد علیه السلام به صورت مسلحانه قیام كنند.

مردم مسلمان عصر امام علیه السلام به علت تبلیغات و فعالیتهای سیاسی و فرهنگی حكومتهای نامشروع در برابر حقایق سیاسی و مذهبی در نهایت جهالت و بی دینی به سر می بردند. بدعتها و عقاید گمراه كننده و باطل به عنوان احكام و عقاید مذهبی، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود.

در چنین شرایطی، بزرگترین و مهمترین مسئولیت امام سجاد علیه السلام، احیای مجدد اسلام ناب محمدی (ص)، تبیین جایگاه امامت و رهبری اهل بیت علیه السلام، مبارزه با جهالت سیاسی و مذهبی مردم و تربیت مجاهدان واقعی بود.

امام علیه السلام می باید در برابر حقایق سیاسی اسلام روشنگری می كردند بویژه كه درباره امامت و رهبری و افشاگری علیه حكومتهای غاصب و ظالم و ترویج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شیعیان و مسلمانان را برای مبارزه و جهاد علیه ظلم، بدعت و گمراهی آماده می ساختند.

آن حضرت موفق شدند كه در سخت ترین شرایط و با استفاده از ظریفترین شیوه های تبلیغاتی و مبارزاتی، در اهداف خویش موفق و پیروز شوند.

سرانجام امام علیه السلام در راه پایداری و استقامت در این جهاد مقدس، به مقام والای شهادت نایل شدند.

 

 

● نقش امام سجاد در تربیت موالی :“موالی” یعنی: عده ای از ایرانیان كه به عراق آمده و در آنجا با تشیع آشنا شده. همچنین از جمله موضوع شایع در قرن اول و دوم هجری تربیت موالی بود. این افراد عمدتاً به علت داشتن استعداد مناسب و نیز آمادگی كسب علم و نیز با احساس ضعفی كه ایشان در برابر عرب ها داشتند و درصدد بودند كه آن را جبران كنند، به خوبی در زمینه حدیث كار كردند و در نتیجه توانستند در مدت زمانی كوتاه از فقها و محدثین مراكز عمده اسلامی شوند. این افراد در خانواده های مختلف عرب، تربیت شده بودند كه طبعاً انگیزه های سیاسی و مذهبی جاری و مرسوم در آن قبایل و عشیره ها، به اینان نیز سرایت كرده بود، به ویژه كوفه، بیشتر گرایش شیعی داشت و “موالی” آن نیز چنین بودند، از این رو اهل بیت علیهم السلام نیز از این ویژگی برای تربیت موالی استفاده كردند.در این میان، سیاست علی بن الحسین علیه السلام شایان توجه بسیار است. امام می كوشید تا در مدینه، با تربیت طبقه “موالی”، راه را برای آینده باز كند. و اسلام صحیح و سلیم را به آنان (كه زمینه كافی داشتند) انتقال دهد، پس با شخصیتی كه امام داشت به شایسگی می توانست در روحیه موالی اثر بگذارد و احساسات شیعی را به آنان انتقال دهد.

استاد “سید جعفر مرتضی” در تشریح سیاستهای امام سجاد علیه السلام و به منظور بخشیدن حیاتی نوین به مكتب جعفری، اشاره به این نكته دارد كه آن حضرت غلامان را می خرید و آنان را آزاد می كرد، به طوری كه به نوشته “سید الاهل” : غلامان این مسئله را دریافته، شور و شوق فراوانی داشتند كه مشمول اقدام امام شوند. امام نیز در هر سال و ماه و روز و به مناسبت هرحادثه، آنان را آزاد می ساخت. به طوری كه درمدینه قریب به یك لشگر از موالی آزاد شده و كنیزكان رهایی یافته، به سر می بردند كه تمامی آنها از موالی امام سجاد علیه السلام بودند. و شمار آنها به ۵۰ هزار تن یا بیشتر می رسید.

مؤلف محترم “اعیان شیعه” نیز می نویسد: او سودانیان را می خرید، حال آنكه هیچ نیازی به آنان نداشت. استاد “سید جعفر مرتضی” پس از ذكر این مطالب نتایج متعددی از این مسئله می گیرد و می نویسد: یعنی نتیجه چنین سیاستی، این بود كه موالی، اهل بیت علیهم السلام نمونه های انسانیت و اسلامیت به شمار می رفتند. و آمادگی كامل داشتند تا در شرایط گوناگون در كنار آنها قرار بگیرند، شواهدی نیز وجود دارد كه نشان می دهد “موالی” در مواقعی كه علویین مورد ظلم قرار می گرفتند و یا بعضی از حكام به آنها ستم می كردند، به یاری آنها می شتافتند.

● احادیثی از امام سجاد (ع)

إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَاللهِ لَمَنزِلَهٌ یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القیِامَهِ

عباس را نزد خدا منزلتی است كه روز قیامت همه شهیدان بر آن رشك می برند.

ـ الخصال، ج ۱، ص ۶۸

خَفِ اللهَِ تَعالی لِقُدرَتِهِ عَلَیكَ وَ اسْتَحیِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنكَ

از قدرت خدای بزرگ بر خود، اندیشه كن و از نزدیكی اش به تو، شرمگین باش.

ـ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۶۰

هَلَكَ مَن لَیسَ لَهُ حَكیمٌ یُرشِدُهُ

هلاك شد آن كه راهنمای حكیمی ندارد تا ارشادش كند.

ـ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۵۹

مَن رَمَی النَّاسَ بِما فیهم، رَمَوهُ بِما لَیسَ فیه

هر كه به مردم نسبتی دهد كه در آنها هست، نسبتی به او دهند كه دراو نیست.

ـ بحارلانوار، ج ۷۵، ص ۲۶۱

نَظَرُ المُؤمِنِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ لِلمَوَدَّهِ وَ المَحَبَّهِ لَهُ عِبادهُ

نگاه مومن به چهره برادر مومن خود از روی دوستی و محبت به او، عبادت ا ست.

ـ تحف العقول، ص ۲۸۲

إنَّها (الصَّدَقهَ) تَقَعُ فی یَدِ اللهِ أن تَقَعَ فی یَدِ السّائلِ

صدقه قبل از این كه دردست نیازمند قرار گیرد، در دست خداوند قرار می گیرد.

ـ عّده الّداعی، ح ۱۲۱

أنتِ بِحمدِاللهِ عالِمَهٌ غَیرُ مُعَلَّمَهٍ و فَهِمَهٌ غیرُ مُفَهَّمهٍ

(ای زینب) تو بحمد الله ـ عالمی هستی كه نزد كسی تعلیم ندیدی و دانایی هستی كه نزد كسی نیاموختی.

ـ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۶۴

المًؤمنُ یَصمُتُ لِیَسلَمَ وَ یَنطِقُ لِیَغنَمَ

مومن سكوت می كند تا سالم ماند و سخن می گوید تا سود برد.

ـ الكافی، ج ۲، ص ۲۳۱

إنّ حُبَّنا أهلَ البَیتِ یُساقِطُ عَنِ العِبادِ الذّنوبَ كَما یُساقِطُ الرّیحُ الورَقَ مِنَ الشَّجَرِ

محبت ما، اهل بیت، گناه بندگان را فرو می ریزد. چنانكه باد، برگ درخت را.

ـ بشاره المصطفی، ص ۳

إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللهُ عَن شیعَتِنا العاهَهَ و جعلَ قُلوبَهُم كَزُبَرِ الحَدیدِ

آن گاه كه قائم ما قیام كند، خداوند آفت را از شیعیان ما بزداید و دل هایشان را چون پاره های آهن گرداند.

ـ الخصال. ص ۵۴۱

إنَّ الحَسَنَ بنَ علیٍّ (ع) كانَ أعبَدَ النّاسِ فی زَمانِهِ و أزهَدَهُم و أفضَلَهُم

امام حسن (ع) در زمان خود عابدترین، زاهدترین و برترین مردم بود.

ـ امالی صدوق، ص ۱۵۰

اَلمُنتَظِرونَ لِظهُورهِ أفضَلُ أهلِ كُلِّ زَمانٍ

منتظران ظهور امام مهدی (عج) برترین اهل هر زمان اند.

ـ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲

كَفی بِنَصرِاللهِ لَكَ أن تَری عَدُوَّكَ یَعمَلُ بِمَعاصِیِ اللهِ فیكَ

تو را یاری خدا همین بس كه می بینی دشمنت به قصد تو خدا را نافرمانی می كند.

ـ بحارالانوار. ج ۷۸، ص ۱۳۶

رَحِمَ اللهُ العَبّاسَ آثَرَ و أبلی و فَدی أخاهُ بِنَفسِهِ

رحمت خدا بر عباس! ایثار كرد و كوشید و جان فدای برادرش كرد.

ـ بحارالانوار، ج ۲۲، ص۲۷۴

ألا و إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلی اللهِ مَن یَقتَدی بِسُنَّهِ إمامٍ و لا یَقتَدی بأَعمالِهِ

هشدار كه منفورترین مردم نزد خداوندكسی است كه سیره امامی را برگزیند، ولی از كارهای او پیروی نكند.

ـ الكافی، ج ۸، ص ۲۳۴

میلاد علمدارکربلا مبارک باد

 

ولادت

چهارم شعبان، سال روز ولادت پرچم دار بزرگ کربلا، حضرت عباس بن علی علیه السلام است. عباس بن علی علیه السلام در سال ۲۶ هجری قمری، در مدینه، دیده به جهان گشود. وی در دامان امیرالمؤمنین علی علیه السلام و مادر گرامی اش به گونه ای پرورش یافت که به مظهر غیرت، ایثار و شجاعت، بدل گشت. عباس بن علی علیه السلام در طول حیات خویش از محضر پدر و برادرانش، بیشترین بهره را برد و جامع فضایل نیکو گردید. آن بزرگوار آن چه را از محضر آن سه امام معصوم آموخته بود، در کربلا آشکار ساخت و حماسه ساز نام آور عاشورای حسینی شد.

طلوع ماه در مدینه

عباس علیه السلام فرزند امیرالمؤمنین علی علیه السلام در چهارمین روز از شعبان سال ۲۶ هجری قمری، دیده به جهان گشود. میلاد عباس، نوری دیگر به این هستی بخشید و دل های شیفتگان امیرالمؤمنین علی علیه السلام از شور و عشق، لبریز گشت. چهره ی علاقه مندان اهل بیت علیهم السلام را شبنم شادی فراگرفته بود و هریک برای دیدار نورسیده ی مولای خویش بر یکدیگر، پیشی می گرفتند. هنگامی که نسیم اذان و اقامه بر روان پاک و سپید این طفل نیک بخت فرو نشست، امام علی علیه السلام با واژه ای مهرآفرین، نام فرزند خود را عباس نهاد. عباس یعنی شیر بیشه ی شجاعت و قهرمان میدان نبرد.

دوران کودکی

باید در لحظه لحظه ی دوران کودکی عباس علیه السلام ، به دقت اندیشید؛ زیرا در همه ی این دوران شیرین و حساس زیر نظر و عنایت کانون عصمت و طهارت بوده است. او در دوران کودکی از دانش و زهد و تقوا و ایثار و عبادت و شجاعت پدر ـ که آیت بی همتای همه ی کمال بشری است ـ الهام می گیرد و می کوشد خود را آن گونه بپروراند که ایده آل و مطلوب پدری بزرگوار چون علی است.

فضایل

پرچم دار کربلا و پاسدار حرم اهل بیت مصطفی صلی الله علیه و آله ؛ حضرت عباس علیه السلام ویژگی ها و فضایل فراوانی دارد که القاب و کنیه های آن حضرت، نشان گر برخی از آن هاست. ماه بنی هاشم، از جمال او حکایت دارد. سقای کربلا، از فداکاری عباس علیه السلام در رساندن آب به اهل بیت علیهم السلام حکایت می کند. قهرمان علقمه و پرچم دار کربلا، شجاعتش را بازگو می کند. پاسدار حرم، گواه جانبازی او در راه اهل بیت علیهم السلام است. باب الحوایج، شکوه او را نزد خداوند، نشان می دهد و سرانجام، عبد صالح، از عظمت معنوی عباس بن علی علیه السلام حکایت دارد.

عباس علیه السلام در کلام امام سجاد علیه السلام

بزرگی و عظمت مقام عباس بن علی علیه السلام به گونه ای است که امامان معصوم علیهم السلام در موارد متعدد بر فداکاری ها، جانبازی ها و عظمت شخصیت آن بزرگوار تأکید فرموده اند. امام سجاد علیه السلام که خود در کربلا حضور داشت و شاهد فداکاری های عمویش بود، درباره ی حضرت عباس علیه السلام می فرماید: «خداوند، عمویم عباس را رحمت کند که با ایثار و جانبازی، در راه برادرش جانبازی کرد تا آن که دست هایش قطع شد و خداوند به جای آن، دو بال به او داد که با آن ها به همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند؛ همان گونه که برای جعفربن ابوطالب قرار داده شد. عباس را در پیشگاه خداوند منزلتی است که در روز قیامت، همه ی شهدا به آن غبطه می خورند».

عباس علیه السلام در کلام امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام ، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام را به عنوان کسی معرفی می کند که از ایمان استوار و بینش نافذ برخوردار بوده و در راه امام بزرگوارش به جهاد برخاسته است. ایشان می فرماید: «عمویم؛ عباس، بصیرتی نافذ و ایمانی محکم داشت. او به همراه برادرش حسین علیه السلام جهاد کرد و به افتخار شهادت رسید». آن حضرت هم چنین درباره ی اخلاص و ارزش جهاد حضرت عباس علیه السلام می فرماید: «شهادت می دهم و خدا را شاهد می گیرم که تو در راه جنگجویان بدر و مجاهدان راه خدا گام نهادی و در جهاد با دشمنان خدا، اخلاص ورزیدی و در نصرت اولیای خدا، خلوص نشان دادی و از دوستانش دفاع کردی… شهادت می دهم که تو هر چه در توان داشتی، انجام دادی».

مظهر شهادت

سلام بر ابوالفضل، فرزند امیرالمؤمنین علی علیه السلام ؛ که با جانش با حسین علیه السلام مواسات ورزید، از دنیایش برای آخرت بهره برد و خود را فدای برادر کرد. روزهای آغازین ماه شعبان، ولادت این دو برادر را در خود دارد؛ دو برادر بزرگواری که نام شان در ذهن هر مؤمن شیفته ای، تداعی گر قلّه های بلند حماسه و سرافرازی است. حسین و ابوالفضل علیهماالسلام ، نام های قدسی هستند که چشم اندازی از اخلاص، عبودیت، دلیری و ایثار را پیش دیدگان آدمی می گشایند و در درون او، تواضع و حیرتی وصف ناشدنی را برمی انگیزانند. حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پرچم دار لشکر اخلاص و شهادت، مظهر دلدادگی به معبود، و نمود مجسمی از یک انسان کامل است. او بزرگ مردی حماسه آفرین است که در قیامت، شهیدان بر مقام او رشک می برند. او پرچم داری است که یادمان دلاوری و آزادگی وی، پیوسته در تاریخ جاری است. سلام همه ی صالحان و پاکان، بر روان پاک آن دریا دل باد؛ سلامی تا سپیده دمان ظهور.

طلیعه ی آگاهی

حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پرچم داری است که ولادتش، طلیعه ی آگاهی، ایمان، دلاوری و آزادگی است. او بیرق دار فریادگری است که در دشت نینوا بر شب تاخت و هیمنه ی دروغین تیرگی ها را درهم ریخت. آن والا مرد، برزگر عشق، در دشت خون و رهایی شد. عزیزی که فداکاری ها و ایثارگری هایش، اندیشه های سبز ایثارگران ما را به نور و روشنایی هدایت کرد و باغستان تفکر جانبازان رشید ما را، سرسبزی و طراوتی جاودانه بخشید. ولادت با سعادت قمر بنی هاشم؛ حضرت عباس علیه السلام و روز جانباز را به محضر سید و مولای جانبازان، حضرت آیت اللّه خامنه ای(مدظله العالی) تبریک می گوییم و برای همه ی جانبازان، آرزوی توفیق و سربلندی داریم.

رزم آوری

حضرت ابوالفضل علیه السلام سواری خوش سیما و تنومندی است که در زیبارویی، «ماه بنی هاشم» خوانده می شد و در تنومندی به گونه ای بود که چون بر قوی هیکل ترین اسبان می نشست، پاهایش بر زمین کشیده می شد. در قدرت و رزم آوری چونان شیر خشمگین بر لشکر کفر و الحاد می تاخت؛ به قدری تار و مارشان کرده بود که دیدن او، دل دشمن را به لرزه می انداخت. گروه گروه افراد با چهره هایی وحشت زده از پیش او می گریختند و دلاوران لشکر آن گروه نامسلمان، به تیغ شمشیرش، رو به جانب دوزخ می نهادند.

سلام بر ابوالفضل علیه السلام ؛ بزرگ مردی که به یُمن نام بلندش، پرواز را می آموزیم و یادش هماره در مینای عشق می درخشد. سلام بر ابوالفضل علیه السلام ، که سرو بلند آزادگی را بر بام تاریخ ما می کارد، آینه های طور و تجلی را در برابر جوانان ما می افرازد و پرچم صلابت و سادگی، صبر و ایستادگی، شهادت و مردانگی را بر ایوان آیین زندگی جانبازان عزیز ما به اهتزاز در می آورد. سلامی ویژه، از هر سپیده دمان، تا هر شام گاهان، هزاران بار!

پاسدار نام آور

حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پاسدار نام آور حماسه ی کربلاست. او فروزان اختر شجاعت و فرزانگی است که پرچم خونین انقلاب حسینی را برای همیشه بر فراز قلل مرتفع تاریخ، به اهتزاز درآورد. و اینک، همه ی کوهنوردان آزادی را به صعود برچکاد مبارزه فرا می خواند و در کلاس عقیده و جهاد، بدانان شور و شعور می آموزد.

ترنّم شگفتن نوگلی معطر

اینک، گلخنده های آسمان و زمین، و زمزمه های شورانگیز بلبلان شیدا، در سال روز میلاد حضرت عباس علیه السلام به گوش می رسد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شده و رنگین کمان شوق، فضای زندگی را آراسته است. صدای هلهله ی شادمانه ی عرشیان به گوش می رسد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخته است. عباس می آید و صفا و زیبایی و پاکی را به ارمغان می آورد. عباس می آید و کرامت و فضیلت و شهادت را با خود به همراه می آورد. مردی می آید که ابر رحمتِ اندیشه اش، همه ی تشنگان فضیلت راسیراب می کند. آری، اینک هوا عطر آلود و عنبرآمیز است و آبشاری از نور، از خنده های شادمانه ی خورشید، به مهمانی زمین آمده است. عباس بن علی علیه السلام به دنیای خاکی، گام نهاده است؛ هم او که آیه ی روشن کتاب استقامت است؛ بزرگ وارث ایثار و خون، پاسدار ایمان، یگانه ی دوران، وسعت همه ی نیکی ها، فرزند خورشید و مرزبان حماسه ی جاوید.

یاران! اینک به احترام قدم های پرصلابت عباس دلاور، عرشیان در گوش خاکیان، حدیث تهنیت می خوانند. این ولادت پرمیمنت بر شما نیز مبارک باد!

دانش ابوالفضل علیه السلام

حضرت ابوالفضل علیه السلام ، زورق نشین دریای بی کرانه ی معرفت بود. به سان ماه تابان از خورشید وجود پدر، نور می گرفت و با فراستی چشم گیر و دقتی فراوان، خوشه چین خرمن حقایق ولایت بود. علی علیه السلام درباره ی دانش اندوزی فرزند خود چنین می فرماید: «همانا فرزندم عباس، در کودکی علم آموخت و به سان فرزند کبوتر که از مادرش، آب و غذا می گیرد، معارف را از من فرا گرفت».

کرامت های ابوالفضل علیه السلام

عباس علیه السلام به برکت ایثار و فداکاری بی مانندش، قبله ی دل هاست. حرم ملکوتی اش، آرام بخش دل عاشقان است. مردم درمانده ای که از همه جا ناامید شده اند، به بارگاه او که تجلی گاه رحمت الهی است، روی می آورند و شاد و خوشحال بازمی گردند. آن خانه ای که هرگز به روی حاجت مندان بسته نمی شود، خانه ی عباس، بنده ی وارسته ی خداست.

 

شمایل

حضرت عباس علیه السلام ، آیتی از جمال و زیبایی بود. رخساره اش زیبا، اندامش متناسب و نیرومند بود و آثار دلیری و شجاعت را به خوبی نمایان می ساخت. راویان، او را خوب رو و زیبا وصف کرده و گفته اند که رشیدی اندام و قامت ایشان به حدی بود که بر اسب نیرومند و بزرگی می نشست، ولی در همان حال، پاهایش بر زمین، خط می انداخت.

وفای عباس علیه السلام نسبت به برادر

حضرت ابوالفضل علیه السلام به پیمانی که با خداوند برای حفظ بیعت خود با برادر، راهبر و امامش بسته بود، وفادار ماند. مردمان در طول تاریخ مانند این وفاداری را ندیده اند و زیباتر از این وفاداری در کارنامه ی وفای انسانی به ثبت نرسیده است. وفاداری که هرآزاده ی شریفی را به خود جذب می کند.

شعری از سیدراضی قزوینی درباره ی علم دار کربل

«ای ابوالفضل! ای بنیان گذار فضیلت و ایستادگی و خویشتن داری! فضیلت، جز تو را به پدری نپذیرفت. کوشیدی و به اوج عظمت و بزرگی دست یافتی، اما هر کوشنده ای به خواسته اش دست پیدا نمی کند. با عزت و سرافرازی و همت بلند از پذیرش ستم، سر باز زدی و پیکان نیزه ها را مرکب خود کردی».

تسلیم در برابر حق

عباس علیه السلام ، اسلام خود را در تسلیم خلاصه کرده بود؛ تسلیم در برابر خدا، و در برابر ولیّ امر مسلمانان. او با صدق و خلوص و آگاهی در راه تسلیم، گام نهاد و هرچه درتوان داشت در طَبَق اخلاص، تقدیم راه امام خود کرد و سرافرازانه جان باخت. آری، نتیجه ی آگاهی کامل و ایمان خالص، همین است.

خویشتن داری عباس علیه السلام

ابوالفضل علیه السلام در روز عاشورا، عزت نفس و خویشتن داری را با تمام ابعاد و آفاقش مجسم ساخت. امویان به شرط کناره گیری از اردوی برادرش، وعده ی فرماندهی کل قوا به او دادند. ولی وی بر این وعده ی آنان تمسخر زد و با شوق و اخلاص به سوی لشکرگاه حسین علیه السلام شتافت و در راه دفاع از دین و آزادگی، جان خود را فدا کرد.

جهاد با نفس

به راستی که حضرت عباس علیه السلام در ستیز با دشمن، سنگ تمام گذاشت. بدنش مجروح گشت، دست هایش قطع شد، عمود آهنین بر فرقش زدند و تیر به چشم و مشک آب او رسید. کشت و کشته شد. ولی جهاد با نفس او ارزش مندتر است؛ زیرا با لب تشنه، آب را تا نزدیک دهان آورد. آن گاه از لب تشنه ی برادر و کودکان تشنه اش یاد کرد و آب را بر روی شریعه ریخت. و همین نشان دهنده ی جهاد عباس علیه السلام با نفس خویش است.

زیارت ابوالفضل العباس علیه السلام

زیارت ابوالفضل علیه السلام هم چون قدم گاه معرفت است و در این زیارت، گلواژه های عرشی، رایحه ی قدسی به وجود انسان می بخشند. یکایک واژه های آن، عطری از گلزار فضایل علوی در بردارد و مجموعه ی عبارت های زیارت، ویژگی های انسان کامل، عبدی صالح و رادمردی ملکوتی را نشان می دهد. زیارت او، سنخیتی روحی بین انسان و آن شخصیت ملکوتی پدید می آورد

برنامه کلاسی مدرسه تخصصی امام حسین (ع)

به بار نشستن یازدهمین درخت قرآنی

مراسم افتتاحیه ترم یازدهم مدرسه تخصصی قرآن و عترت امام حسین علیه السلام که در امامزاده محسن ابن موسی بن جعفر علیه السلام باحضور ۴۰۰ نفر از قرآن پژوهان واجرای مجری توانمند استاد قضاوی ونابغه حفظ قرآن استاد کبیری وگروه ممتاز تواشیح مشکات وبرنامه های متنوع دیگر برگزار شد ودر پایان  همه عزیزان با پذیرایی ناهار بدرقه شدند.

 

 

 

 

 

 

ولادت دومین غنچه نوشکفته گلستان زهرا(س) و علی(ع) مبارک باد

 

به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (۱) دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه، كه درود خدا بر ایشان باد، در خانه‏ ى وحى و ولایت، چشم به جهان گشود.

 

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید، به خانه‏ ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء (۲) را فرمود تا كودكش را بیاورد.اسماء او را در پارچه‏ اى سپید پیچید و خدمت رسول اكرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (۳) .

 

به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحى الهى، جبرئیل، فرود آمد و گفت:

 

سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، این نوزاد را به نام ‏پسر كوچك هارون‏ «شبیر» (۴) كه به عربى‏«حسین‏» خوانده مى‏شود، نام بگذار. (۵) چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنكه تو خاتم پیغمبران هستى.

 

و به این ترتیب نام پر عظمت ‏«حسین‏» از جانب پروردگار، براى دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.

 

به روز هفتم ولادتش، فاطمه‏ زهرا كه سلام خداوند بر او باد، گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (۶) كشت، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (۷)

 

 

تولد امام حسین,میلاد امام حسین,ولادت امام حسین

 

 

حسین و پیامبر (ص)

از ولادت حسین بن على (ع) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى كه پیامبر راستین اسلام (ص) درباره حسین (ع) ابراز مى‏ داشت، به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.

سلمان فارسى مى ‏گوید: دیدم كه رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مى ‏بوسید و مى‏ فرمود:

 

تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى، تو حجت‏ خدا و پسر حجت‏خدا و پدر حجت‏هاى خدایى كه نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج) مى ‏باشد. (۸)

 

انس بن مالك روایت مى ‏كند:

وقتى از پیامبر پرسیدند كدام یك از اهل بیت‏ خود را بیشتر دوست مى ‏دارى، فرمود:حسن و حسین را، (۹) بارها رسول گرامى حسن و حسین را به سینه مى ‏فشرد و آنان را مى‏ بویید و مى‏ بوسید. (۱۰)

 

ابو هریره كه از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف مى ‏كند كه:

 

رسول اكرم (ص) را دیدم كه حسن و حسین (ع) را بر شانه‏ هاى خویش نشانده بود و به سوى ما مى‏ آمد، وقتى به ما رسید فرمود: هر كس این دو فرزندم را دوست‏ بدارد مرا دوست داشته و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. (۱۱)

 

عالى ‏ترین، صمیمى‏ ترین و گویاترین رابطه‏ ى معنوى و ملكوتى بین پیامبر و حسین را مى‏ توان در این جمله‏ ى رسول گرامى اسلام (ص) خواند كه فرمود:

 

حسین از من و من از حسینم. (۱۲)

 

 

تولد امام حسین,میلاد امام حسین,ولادت امام حسین

 

 

پى‏ نوشت ها

۱- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگرى هم گفته شده است،ولى ما قول مشهور بین شیعه را نقل كردیم. ر. به. ك. اعلام الورى طبرسى ، ص ۲۱۳٫

۲- احتمال دارد منظور از اسماء، دختر یزید بن سكن انصارى باشد. ر. به. ك. اعیان الشیعه ، جزء ۱۱ ، ص ۱۶۷٫

۳- امالى شیخ طوسى ، ج ۱، ص ۳۷۷

۴- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج ۳ ص ۳۸۹، این سه كلمه در زبان عبرى همان معنى را دارد كه حسن و حسین و محسن در زبان عربى دارد- لسان العرب ، ج ۶ ، ص ۶۰٫

۵- معانى الاخبار ، ص ۵۷٫

۶- در منابع اسلامى درباره عقیقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است، ر.به.ك. وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۱۴۳ به بعد.

۷- كافى ، ج ۶ ، ص ۳۳٫

۸- مقتل خوارزمى ، ج ۱ ، ص ۱۴۶- كمال الدین ، صدوق ، ص ۱۵۲٫

۹- سنن ترمذى ، ج ۵ ، ص ۳۲۳٫

۱۰- ذخائر العقبى ، ص ۱۲۲٫

۱۱- الاصابه ، ج ۱۱ ، ص ۳۳۰٫

۱۲- سنن ترمذى ، ج ۵ ، ص ۳۲۴- در این قسمت روایاتى كه در كتاب هاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سندیت داشته باشد.

كتاب: پیشواى سوم – حضرت امام حسین (علیه السلام)

اعزام فعالان قرآنی به اردوهای زیارتی سیاحتی
آموزش قرآن به خردسالان
برگزاری آزمونهای تخصصی حفظ رشد پلکانی
برگزاری نماز جماعت در صنایع
اشتراک نشریات قرآنی
انجام فعالیتهای قرآنی ویژه مدیران