نشانه بر وجود رستاخیز

وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ

ترجمه:و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده گردانيد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه شنوايى دارند نشانه‏اى است

تفسیر:پدیده‏هاى طبیعى، (از جمله آمدن ابر وباران) تصادفى نیست، به اراده‏ى خداوند است. «واللَّه انزل» زمین همچون انسان مرگ و حیات دارد.

«فاحیا به الارض بعد موتها» اجراى برنامه‏هاى الهى از طریق اسباب عادى وطبیعى است. «فاحیا به الارض» آب، مایه‏ى حیات زمین وزمینیان است.

«فاحیا به الارض» تدبیر خداوند در طبیعت، كلاس توحید است. «انّ فى ذلك لآیة» بهترین راه خداشناسى،

گوش سپرن وپندگرفتن از آیات الهى است. «لآیة لقوم یسمعون»

زینتهای آسمان

تغییر یافتن را نمی جویند….

تغییر یافتن را نمی جویند…
(خالدین فیها لا یبغون عنها حولا): (که در آن جاودانند و تغییر یافتن از آن را نمی جویند) در مقابله با اوصاف و وضع کافران ، وضعیت مؤمنان رابیان می کند و می فرماید: برای کسانی که ایمان آورده و اعمال شایسته بجاآورند، بهشتی خواهد بود که به انواع کرامت های الهی پوشش یافته و این بهشت وسیله پذیرایی از آنها در ضیافت الهی خواهد بود و در آنجا جاودانه هستند و آنچنان غرق در نعمات وصف ناپذیر می باشند که هرگز آرزوی تغییر وتحولی نمی کنند و چه نیکو جایگاهی است برای مؤمنان (حسنت مستقرا ومقاما)(۱۰۲).

فانی خواهد شد….

آیات ۲۶ و ۲۷ سوره الرحمن:
کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ(۲۶) وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ(۲۷)
هرکه روی زمین است دستخوش مرگ و فناست . (۲۶) و زنده ابدی وجه خدای با جلال و عظمت توست . (۲۷)
اینک دو گوهر معرفت از گنجینه جواهرات الرحمن که می فرماید : هر آنچه بر روی زمین است فانی است و تنها چیزی که باقی و برقرار می ماند چهره پروردگار توست که صاحب جلالت و کرامت است ، پس اگر می خواهی که از فنا رهایی یابی یک جهت رو به سوی پروردگار کن و طالب او باش تا هنگامی که همه موجودات در دریای فنا هلاک شوند تو را همچنان وجهی باقی مانده باشد که محروم نباشی پس همه نعمت های پاک عالم را طلب کن اما دل بدان وجه باقی بسپار ، از چیزهای زیبا « زیبایی » را بجوی و از انسانهای دانا « دانایی » را کسب کن و از نیکو کاران « نیکوکاری » را ملکه خاطر خود گردان تا بدین سه گوهر زیبایی و دانایی و نیکویی چنان ثروتمند شوی که پادشاهان عالم خاک را به غلامی نپذیری .
شیخ محمود شبستری با اشاره به آیه فوق و آیه ۱۵ سوره قاف میفرماید ( به « کل من علیها فان » بیان کرد / « لفی خلق جدید » هم عیان کرد )

 

عاقبت بخیری….

 

پروردگارت نه رهایت کرده….

– خداوند، هرگز ارتباط خود را با پیامبر(ص) قطع نکرده و به آن حضرت بى اعتنا نبود.

ما ودّعک ربّک

«تودیع» ـ که در بدرقه مسافر و ترک کردن او متعارف شده است – در این آیه به معناى ترک است (مفردات). فعل هاى «ما ودّع» و «ما قلى»، براساس شأن نزول هایى که براى این سوره ذکر کرده اند، به مقطع خاصى از عمر پیامبر(ص) نظر دارد که نزول وحى در آن مقطع متوقف شده بود; ولى به قرینه آیات بعد ـ که از آخرت آن حضرت و نیز دوران خردسالى او سخن گفته است ـ تمام حالات و زمان هاى وجود مبارک پیامبر(ص) مراد است.

۲ – خداوند، تدبیرکننده امور پیامبر(ص) و مربّى او است.

ربّک

۳ – توجّه پیامبر(ص)، به ربوبیت و عنایت ویژه خداوند به او، مایه اطمینان آن حضرت به قطع نشدن ارتباط الهى با او است.

ما ودّعک ربّک

۴ – خداوند، هرگز از پیامبر(ص) ناراحت نشد و بر آن حضرت خشم نکرد.

و ما قلى

«قِلى» (مصدر «قَلى»); یعنى، شدت تنفّر و مبغوض داشتن. (مفردات)

۵ – خداوند، پیوند خود را با کسانى که مبغوض او هستند، قطع خواهد کرد.

ما ودّعک ربّک و ما قلى

جمله «ماقلى»، در صدد نفى علت تودیع و به منزله تعلیل براى جمله اول است.

۶ – با وجود ربوبیت و عنایت ویژه خداوند به پیامبر(ص)، موردى براى خشم و بى مهرى به آن حضرت وجود نداشت.

ربّک و ما قلى

۷ – خداوند، در تأکید بر قطع نشدن ارتباط او با پیامبر(ص) و ناخرسند نبودن از آن حضرت، به نور خورشید و تاریکى شب سوگند یاد کرده است.

و الضحى . و الّیل إذا سجى . ما ودّعک ربّک و ما قلى

این آیه، جواب قسم هایى است که در آغاز سوره آمده بود.

۸ – پیدایش وقفه اى کوتاه در نزول وحى بر پیامبر(ص)، جلوه اى از ربوبیت خداوند و در راستاى تدبیر امور رسالت آن حضرت بود.

ربّک

در شأن نزول هاى متعدد و ناهماهنگ درباره این سوره، این نکته مورد اتفاق است که در نزول پیاپى آیات قرآن، درنگى پدید آمد که پیامبر(ص) را غمگین و مورد شماتت دشمن قرار داد و آیات این سوره، براى آن حضرت مایه تسلاى خاطر گردید. تعبیر «ربّک» بیانگر آن است که همین وقفه نیز، جلوه ربوبیت و تدبیر خداوند بوده و آن حضرت را در مسیر دریافت و ابلاغ پیام هاى الهى، تقویت کرده است.

۹ – تأخیر وحى در برهه اى از دوران نزول قرآن، پیامبر(ص) را نگران ساخته، در معرض زخم زبان دشمن قرار داد.

ما ودّعک ربّک و ما قلى

لحن آیه شریفه و همراه بودن آن با سوگندهاى خداوند، بیانگر اضطراب و رنجیدگى پیامبر(ص) و در صدد آرامش بخشیدن و تسلاى خاطر دادن به آن حضرت است.

۱۰ – «عن أبى جعفر(ع) فى قوله «ما ودّعک ربّک و ما قلى» و ذلک أنّ جبرئیل أبْطَأ عن رسول اللّه(ص) … فقالت خدیجة لعلّ ربّک قد ترکک فلایرسل إلیک فأنزل اللّه تبارک و تعالى، «ما ودّعک ربّک و ما قلى»;(۱)

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «ما ودّعک ربّک و ما قلى» روایت شده که فرمود: داستان چنین بود که آمدن جبرئیل نزد رسول خدا(ص) چندى به تأخیر افتاد …خدیجه گفت: شاید پروردگارت تو را ترک کرده که دیگر [فرشته اى] به سویت نمى فرستد. پس خداى تبارک و تعالى این آیه را نازل فرمود: «ما ودّعک ربّک و ما قلى»»

آموزش وضو برای کودکان

به نیکی دعوت کردن…

آموزش تیمم(۱)

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ

۴۵» وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‌

واز صبر ونماز يارى جوييد واين كار جز براى خاشعان، گران وسنگين است.

نکته ها

هر چند اين آيه به دنبال خطاب‌هايى كه به يهود شده آمده است، ولى مخاطب آن همه‌ى مردم هستند. در روايات مى‌خوانيم كه حضرت على عليه السلام هرگاه مسئله‌ى مهمى برايشان رخ مى‌داد به نماز مى‌ايستادند واين آيه را تلاوت مى‌كردند.

در روايتى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده، كه صبر بر سه نوع است: ۱٫ صبر در برابر مصيبت. ۲٫ صبر در برابر معصيت. ۳٫ صبر در برابر عبادت. «۱» بنابراين آنچه در روايات آمده كه مراد از صبر در اين آيه روزه است، اشاره به يكى از مصاديق صبر دارد.

نماز براى رسول اللّه صلى الله عليه و آله و امثال او نور چشم است‌ «۲» ولكن براى بعضى‌ها كه خشوع ندارند، همچون بارى سنگين است. خشوع، مربوط به قلب و روح و خضوع، مربوط به اعضاى بدن است.

نمازِ با توجّه، انسان را به ياد قدرت بى‌نهايت خدا مى‌اندازد و غير او را هر چه باشد كوچك جلوه مى‌دهد. مِهر او را در دل زياد مى‌كند، روحيّه‌ى توكّل را تقويت مى‌كند وانسان را از وابستگى‌هاى مادّى مى‌رهاند. همه‌ى اين آثار، انسان را در برابر مشكلات مقاوم مى‌سازد.

صبر و مقاومت، كليد تمام عبادات است. فرشتگان به اهل بهشت سلام مى‌كنند، امّا نه به خاطر عبادت و نماز و حج و زكات آنان، بلكه به خاطر مقاومت و پايدارى آنها؛ «سلام‌


«۱». بحار، ج ۷۱، ص ۷۷٫

«۲». بحار، ج ۱۶، ص ۲۴۹٫

جلد ۱ – صفحه ۱۰۸

عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ» «۱» چون اگر مقاومت نباشد، نماز وجهاد وحج وزكات نيز وجود نخواهد داشت. حتّى شرط رسيدن به مقام هدايت و رهبرى الهى، صبر است؛ «جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا» «۲»

خاطره‌

شاعرى به نام نجاشى، كه يكى از دوستداران حضرت على عليه السلام بود، در ماه رمضان شراب خورد. به دستور امام، هشتاد ضربه تازيانه به او زدند وبيست ضربه نيز به خاطر ارتكاب گناه در ماه رمضان اضافه زدند. او ناراحت شد و به معاويه پيوست و عليه حضرت شعر گفت! اطرافيانِ نجاشى كه قبيله‌اى مهم در كوفه بودند از على عليه السلام گلايه كردند كه چرا ياران خود را نگه نمى‌دارد؟! طارق‌بن عبداللّه رئيس آنها با ناراحتى به امام گفت: شما چرا بين دوست و بيگانه تفاوت قائل نمى‌شويد؟ شخصى همانند نجاشى نبايد شلّاق بخورد، ما اين گونه رفتار را تحمّل نمى‌كنيم. امام در جواب او اين آيه را تلاوت فرمود: «وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ» طارق نيز به معاويه پيوست. «۳»

بنابراين گرچه آيه درباره نماز است، ولى در موارد مشابه مى‌توان از آيات قرآن استمداد كرد.

پیام ها

۱- صبر ونماز، دو اهرم نيرومند در برابر مشكلات است. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ …»

۲- هر چه در آستان خدا اظهار عجز و بندگى بيشتر كنيم، امدادهاى او را بيشتر دريافت كرده و بر مشكلات پيروز خواهيم شد. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»

۳- استعانت از خداوند در آيه‌ى‌ «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» منافاتى با استعانت از آنچه به دستور اوست، ندارد. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ»

۴- سنگين بودن نماز، گاهى نشانه‌ى تكبّر در برابر خداست. «لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ»

اعزام فعالان قرآنی به اردوهای زیارتی سیاحتی
آموزش قرآن به خردسالان
برگزاری آزمونهای تخصصی حفظ رشد پلکانی
برگزاری نماز جماعت در صنایع
اشتراک نشریات قرآنی
انجام فعالیتهای قرآنی ویژه مدیران